Author - admin

نرم افزار طراحی و شبیه سازی مدارات الکترونیکی Proteus Professional

Installing-Proteus-professional

Proteus Professional نرم افزاری برای طراحی خودکار مدارات الکتریکی می باشد. Proteus مجموعه ای از یک سیستم شبیه سازی مدارات بر مبنای مدل های اجزای الکتریکی در PSpice است. یکی از ویژگی های متمایز Proteus Professional امکان مدل سازی از دستگاه های قابل برنامه ریزی مانند میکروکنترلرها، میکروپروسسورها، DSP و ... می باشد. این برنامه شامل مدل هایی از اغلب قطعات الکترونیکی برای شبیه سازی های تخصصی و برمبنای استانداردهای این حوزه می باشد. می توان بیشتر حالت های مسیریابی پیشرفته در مدارات را به وسیله این نرم افزار طراحی نمود و بدین صورت قابلیت شبیه سازی micro-controller ها افزایش یافته است. در واقع Proteus Professional یکی از نرم افزار های مطرح در زمینه شبیه سازی و تست مدارات الکترونیک می باشد، شما در این نرم افزار می توانید مدار خود را مانند عمل تست کنید و بعد از رفع اشکالات احتمالی برای آن pcb طراحی نمایید.
قابلیت های کلیدی نرم افزار Proteus: - طراحی مدارات الکترونیکی - شامل ابزارهای لازم برای طراحی حرفه ای - مدلسازی دستگاه های قابل برنامه ریزی - طراحی مسیریابی های پیشرفته - صرفه جویی در وقت و هزینه طراحی مدار - شبیه سازی مدارات میکرو کنترلری در سطح بسیار حرفه ای - دارا بودن کلیه المان های اندازه گیری واقعی نظیر اسیلوسکوپ، سیگنال ژنراتور، ولت متر، آمپر متر و... - امکان افزودن کتاب خانه های قدتمند و دارار بودن کلیه قطعات الکترونیک - امکان طراحی pcb برای مدار شبیه سازی شده بدون نیاز به تغییر دادن مدار - امکان دیباگ کردن برنامه ها و اجرای خط به خط آن ها در میکرو کنترلر - و ...
حجم نرم افزار 225MB+20.7MB مگابایت:

معرفی نرم افزار Altium Designer

altium-logoنرم افزار Altium Designer یا همان PROTEL DXP نرم افزار قدرتمندی است که برای پیاده سازی شماتیک، طراحی PCB و آنالیز مدارهای آنالوگ و برخی مدار های دیجیتالی طراحی شده است. یکی از مزایای این نرم افزار دسته بندی مناسب کتابخانه ها به نحوی است که با صرف زمان کوتاهی قطعه مورد نظر را خواهید یافت.

آنالیز مدارهای آنالوگ در پروتل، توسط تحلیل گر پی اسپایس انجام می شود. محیط طراحی PCB در پروتل، به دلیل داشتن کتابخانه هایی کامل و بدون نقص معروف است و این امر سبب رفاه بیشتر کاربر در حین طراحی انواع PCB با این نرم افزار، خواهد شد. در این نسخه امکان شبیه سازی و کد نویسی برخی از FPGA ها نیز فراهم شده است که زمان طراحی و پیاده سازی را حداقل می کند. نسخه جدید این نرم افزار حرفه ای دارای تحولات و پیشرفت های زیادی بوده که کار شما را برای طراحی نسل های بعدی مدارات الکترونیک بسیار ساده کرده است.

حجم نرم افزار 1790 مگابایت:

دانلود PDF مقالات الکترونیکی

adobe_pdf_logoجهت استفاده کامل از مطالب و مقالات مربوط به PCB و الکترونیک و دستگاههای اندازه گیری بهتر است که از کتابهای دیجیتال زیر راهنمایی بگیرید :
مقاله در مورد طراحی PCB : Etching Your Own PC Boards مقاله در مورد اسیلوسکوپ: XYZ's of Oscilloscopes کتاب های مرجع الکترونیک: Electronics Reference Book مدارهای دیجیتال: Digital Circuits

تاریخچه پیدایش و ساخت برد مدار چاپی PCB

سرآغاز

توسعه از روش‌های مورد استفاده مدرن در بُردهای مدار چاپی در اوایل قرن ۲۰ آغاز شده است. در سال ۱۹۰۳، یک مخترع آلمانی بنام آلبرت هانسون، روکش هادی فویل مسطح را به یک بُرد عایق، در لایه‌های چندگانه متصل کرد. توماس ادیسون در سال ۱۹۰۴، روش‌های شیمیایی از آبکاری هادی بر روی کاغذ کتانی را آزمایش کرد. آرتور بری در سال ۱۹۱۳ یک روش چاپ و قلم زنی را در بریتانیا به ثبت رساند، و در ایالات متحده فردی به نام مکس اسکوپ، با استفاده از فلز اسپری شعله بر روی یک بُرد از طریق یک ماسک الگو. اختراعی را به ثبت رساند. چارلز دورکاس در سال ۱۹۲۷ یک روش آبکاری الگوهای مدار به ثبت رساند. پل اسلر، مهندس اتریشی مدار چاپی ای را به عنوان بخشی از یک دستگاه رادیو اختراع کرد زمانیکه حدود سال ۱۹۳۶ در انگلستان فعالیت می‌کرد. در حدود سال ۱۹۴۳ ایالات متحده آمریکا شروع به استفاده از این تکنولوژی در مقیاسی بزرگ‌تر با عنوان استفاده از فیوزها در جنگ جهانی دوم کرد. پس از جنگ، در سال ۱۹۴۸، ایالات متحده آمریکا این اختراع را برای استفاده تجاری منتشر کرد. مدارهای چاپی در لوازم الکترونیکی مصرفی تا اواسط سال ۱۹۵۰تبدیل نشدند، تا پس از اینکه فرایند خودکار مونتاژ آن توسط ارتش ایالات متحده توسعه داده شد. در حدود همان زمان فردی بنام جفری دامری، خطوط مشابهی را در بریتانیا انجام می‌داد که پس از آن در RRDE صورت گرفت.

تعریف برد مدار چاپی

بُرد مدار چاپی از نظر مکانیکی پشتیبانی و بطور الکتریکی اجزای الکترونیکی را با استفاده از شیارهای رسانا، نوار و دیگر ویژگی‌های حک شده از ورق‌های چند لایه مس بر روی یک بستر غیر رسانا متصل می‌کند. بُرد مدار چاپی می‌تواند یک طرفه (یک لایه مس)، دو طرفه (دو لایه مس) و یا حتی چند لایه باشد. رساناها در لایه‌های مختلف از طریق سوراخ‌های روکش داری به نام VIAS متصل می‌شوند. بُرد مدارهای چاپی پیشرفته، ممکن است شامل اجزایی همانند خازن، مقاومت و یا دستگاه‌های فعال باشند که در لایه‌ها جاسازی شده‌اند.

(بیشتر…)

آموزش طراحی برد مدار PCB – قسمت ۱

مقدمه

حتما مدارتان را طراحی کرده‌اید، و شاید حتی نمونه ابتدایی PCB خود را نیز ساخته‌اید، و حال زمان آن رسیده است که آنرا به طراحی یک برد مدار چاپی (PCB)  تمیز تبدیل کنید. برای برخی طراحان، طرح PCB  تنها بسط طبیعی و راحت طراحی اولیه است. اما برای بسیاری دیگر فرایند طراحی و پیاده‌سازی یک PCB می تواند امری بسیار ترسناک بنظر بیاید. حتی طراحان بسیار مجربی هستند که چیز زیادی از طراحی PCB نمی‌دانند و به همین دلیل این کار را به متخصصان طراح PCB می‌سپارند. حتی بسیاری از شرکتهای بخش مخصوص طراحی برد مدارهای چاپی دارند که فقط به همین کار می‌پردازند. این امر با توجه به نیاز به دانش و استعداد بسیار در جایابی صدها قطعه و هزاران مسیر در طرحی بسیار پیچیده ( وهنرمندانه) که بتواند جوابگوی تمام احتیاجات الکترونیکی و فیزیکی باشد، جای تعجب ندارد. طراحی مدار چاپی کامل، اغلب اوقات جزء لازم یک طراحی است. در بسیاری از طرحها (به عنوان مثال، دیجیتال پرسرعت، آنالوگ سطح پایین، و آر اف) آرایش/جانمایی مدار چاپی ممکن است به حصول یا اختلال عملکرد الکتریکی طرح بیانجامد. باید به یاد داشت که ترسیمات برد مدار چاپی، درست مانند مدارهایی که با آنها سروکار دارید، دارای مقاومت، مقاومت القایی، و ظرفیت خازنی (کاپاسیتانس) هستند.

امید است ارائه این مقاله برخی از رمز و رازهای طراحی مدارهای چاپی را از میان بردارد. در این مقاله راهنماییها و «قوانین سرانگشتی (کلی)» نحوه طراحی و آرایش مدارهای چاپی شما به شکلی حرفه‌ای ارائه می‌شود. در اینجا قوانین بسیار اساسی و تمرینات مفیدی پیش رو گذاشته می‌شود، ولی از آن گذشته طراحی مدارات چاپی فرایندی بسیار خلاقانه و فردی است. درست مانند این است که بخواهید به کسی آموزش دهید چطور نقاشی بکشد. هر فردی سبک ویژه خودش را خواهد داشت، و با این حال کسانی هم ممکن است بدون هیچ استعداد خلاقیت از آن استفاده ببرند. در حقیقت، بسیاری از طراحان مدارات چاپی دوست دارند آرایش مدارهای چاپی را نوعی کار هنری بدانند، که بخاطر زیبایی و ظرافت در خور تحسین است. اصطلاحی قدیمی در این بین می‌گوید «هرچیز که ظاهر خوبی داشته باشد، خوب هم کار می‌کند». پس بیایید شروع کنیم...

در گذشته در روزگاران پیش از ابزارهای طراحی به کمک کامپیوتر CAD مدارهای چاپی توسط دست و با استفاده از نوارها و سطوح چسبنده به ورقهای طراحی (drafting) شفاف فیلم طراحی و آرایش داده می‌شدند. ساعات بسیاری صرف خم شدن بر روی باکس فلورسنت، برش، جاسازی، جدا کردن، و روتینگ اتصالات توسط دست می‌شد. گرافیک بیشاپ، لتراست، و حتی قلمهای دالو نامهایی هستند که خاطرات دور و نه چندان شیرین را یادآوری می‌کنند. آن روزها دیگر برای همیشه رفته‌اند، و طراحی کامپیوتری برد مدارهای چاپی کاملا جای این روش را در هردو سطح الکترونیک تفننی و حرفه‌ای گرفته است. برنامه‌های کد تحت کامپیوتر در مقایسه با تکنیکهای سنتی بیشترین امکان انعطاف‌پذیری را در طراحی برد و ویرایش آن در اختیار می‌گذارند. کاری که در گذشته ساعتها زمان می‌برد، امروزه در چند ثانیه قابل وصول است.

آموزش طراحی برد مدار PCB – قسمت ۲

نرم‌افزارهای طراحی PCB

بسته‌های نرم‌افزاری بسیاری درباره طراحی مدارات چاپی در بازار موجود است، که بسیاری از آنها را نرم‌افزارهای رایگان، اشتراک‌افزار، و یا نسخه‌های کامل با محدودیت اجزاء تشکیل می‌دهند. در استرالیا پروتل عملا نرم‌افزار استاندارد صنعتی بشمار می‌رود. حرفه‌ایها از گرانترین بسته نرم‌افزارهای تحت ویندوز چون ۹۹SE و DXP استفاده می‌کنند. اما استفاده‌کنندگان غیر حرفه‌ای و تفننی بیشتر از نرم‌افزار عالی و رایگان پروتل اتوتکس تحت داس استفاده می‌کنند، که زمانی بهترین و گرانترین انتخاب در استرالیا بشمار می‌رفت. البته امروز نرم‌افزار تحت ویندوز دیگری هم با نام اتوتکس EDA وجود دارد که هیچ ارتباطی هم با نرم‌افزار پروتل ندارد. این مقاله بر روی نحوه استفاده هیچ نرم‌افزار خاصی تمرکز ندارد، و بنابراین اطلاعات داده شده قابل کاربرد با هر نرم‌افزار طراحی مدار چاپی موجود است. با این وجود، یک استثنا وجود دارد. استفاده از یک نرم‌افزار صرفا برد مدار چاپی که قابلیت شماتیک ندارد، توان شما را در سطح حرفه‌ای بسیار پایین می‌آورد. بسیاری از تکنیکهای پیشرفته‌تر که در آینده توضیح داده خواهند شد نیز نیازمند دسترسی به برنامه ویرایش شماتیک دارند. در جای خود به این نکته هم خواهیم پرداخت.

استانداردها تقریبا برای هر جنبه از طراحی مدار چاپی استانداردهای صنعتی خاصی وجود دارد. این استانداردها توسط مؤسسه پیشین IPEC (اتصال/هماهنگی و بسته‌بندی مدارهای الکترونیکی) که امروزه با نام IPC شناخته می‌شود، کنترل می‌شوند . همچنین، برای هر جنبه از طراحی، ساخت، تست و هر چیز دیگر مورد نیاز در خصوص برد مدار چاپی یک استاندارد IPC وجود دارد. مدرک اصلی که تمام طراحی مدار چاپی را تحت پوشش می‌گیرد، IPC-2221 است – استاندارد جامع طراحی برد چاپی. این استاندارد جایگزین استاندارد قدیمی IPC-D-275 شد (همچنین استاندارد ۲۷۵ نظامی) که در نیم قرن گذشته بکار گرفته می‌شد. البته کشورهای محلی استانداردهای مختلف خودشان را برای جنبه های مختلف برد مدار چاپی و ساخت آن دارند، اما به هر طریق استانداردهای IPC در سراسر جهان مورد پذیرش عام قرار دارند. بردهای مدار چاپی همچنین با نام بردهای سیم‌کشی چاپی (که برخی ممکن است بگویند نام درست تری است)، و حتی همان بردهای چاپی شناخته می‌شوند. اما در این مقاله به همان نام جا‌افتاده‌تر آن یعنی‌ برد مدار چاپی بسنده‌ می‌کنیم.

شماتیک پیش از آنکه شروع به آرایش برد مدار چاپی خود کنید، می‌بایست که نمودار شماتیک کامل و دقیقی داشته باشید. بسیاری از مردم مستقیما به سراغ طراحی برد مدار چاپی می‌روند درحالیکه چیزی بیش از طرح مدار در ذهنشان ندارند، یا طرح شماتیکی غیردقیق کشیده‌اند – که نه شماره پایه و نه ترتیب مشخصی دارد. چنین طرحی اصلا کفایت نمی‌کند، اگر طرح شماتیک دقیقی نداشته باشید برد مدار چاپی شما به جایی نمی‌رسد و وقت شما را دوبرابر زمان مورد نیاز خواهد گرفت. «ورودی غلط، نتیجه غلط» ، مثلی است که بسیار بکار می‌رود و در مورد طراحی مدار چاپی هم صدق می‌کند. طرح یک برد مدار چاپی در واقع نسخه ساخته شده شماتیک شماست، پس طبیعی است که برد مدار چاپی تحت تاثیر طرح شماتیک اولیه باشد. اگر طرح شماتیک شما تمیز، منطقی و دارای آرایش مشخص باشد، طراحی مدار چاپی شما را واقعا ساده‌تر می‌کند. یک نمونه شماتیک خوب آن است که در آن سیگنالها از ورودی در چپ بسمت خروجی در راست جریان داشته باشد. اگر بخشهای مهم الکتریکی درست کشیده شوند، طراح بقیه آنها را به همان شکل که دوست دارد روی برد مدار چاپی پیاده می‌کند. مثلا خازنهای انشعابی را در کنار قطعات مورد نظر می‌گذارد. نوشته‌های کوچک کنار شماتیک که راهنمای طراحی آرایه‌ها هستند بسیار مفیدند. بعنوان مثال، می‌خوانید: «این پایه به یک مسیر محافظ احتیاج دارد که آنرا به زمین سیگنال وصل کند»، که به طراح نشان می‌دهد چه اقدامات احتیاطی برای ارایش برد باید صورت دهد. حتی اگر خود شما مدار را طراحی کرده و شماتیک را کشیده‌اید، نوشته‌ها نه تنها به هنگام آرایش برد نقش یادآوری را بازی می‌کنند، بلکه برای کسانی که طرح را بعدها بررسی می‌کنند بسیار مفید است. شماتیک شما باید درحالی طراحی شود که برد مدار چاپی را در ذهن مجسم کرده‌اید. پرداختن به جزئیات یک طرح شماتیک خوب خارج از حوزه این مقاله است، که خود نیازمند یک مقاله جداگانه است.

امپریال و متریک اولین چیزی که درباره طراحی یک برد مدار چاپی باید بدانید واحدهای اندازه‌گیری بکار رفته و اصطلاحات رایج آنهاست، که اگر ندانید براستی گمراه کننده می‌شوند! همانطور که هر طراح مدار چاپی باتجربه به شما خواهد گفت، همیشه در طراحی برد مدار چاپی باید از واحدهای امپریال (مثل اینچ) استفاده کنید. این فقط بخاطر حفظ روش گذشته نیست (اگرچه که یکی ار مهمترین دلایل هم هست)! چون اکثریت اجزای الکترونیکی در گذشته و نیز در حال حاضر بر اساس معیارهای فضایی امپریال تولید می‌شوند. بنابراین زمان لجبازی یا اصرار بر حفظ واحدهای متریک نیست، چراکه استفاده از واحدهای متریک طراحی برد شما را دشوارتر و درهم‌ریخته‌ می کند. اگر سن کمی دارید و تنها بر اساس سیستم متریک بزرگ شده‌اید بهتر است واحد اینچ و نحوه تبدیل آن را یاد بگیرید. اصطلاح قدیمی بین طراحان مدار چاپی هست که می‌گویند: «داو با داو کار می‌کنه»! خب معلوم است که تا معنی «داو» را ندانید از این جمله هیچ نمی‌فهمید. یک «داو» معادل یک هزارم اینچ است، و در سطح جهانی برای طراحان مدار چاپی و تولیدکنندگان آن شناخته شده و رایج است. پس از این به بعد سعی کنید اصطلاحاتی چون«فضای ده داوی» و «شبکه ۲۵ داوی» را بکار ببرید تا حرفه‌ای جلوه کنید! حال که معنی «داو» را فهمیدید، به واحد وجبی! دیگری می‌پردازیم که در کار با اصطلاح «میل» بدان برمی‌خورید. یک «میل» معادل همان یک «داو» است و نباید آنرا با واحد میلیمتر mm اشتباه گرفت که در محاوره به آن هم «میل» می‌گویند. اصطلاح «میل» از آنجا می‌آید که یک «داو» معادل یک «میلی اینچ» است. بعنوان یک قانون کلی بهتر است از بکاربردن اصطلاح «میل» خودداری و از همان «داو» استفاده کنید، تا وقتی درباره ابعاد برد مدارچاپی با غیرحرفه‌ایها و ناآشنایان با سیستم امپریال صحبت می‌کنید اشتباهی پیش نیاید. برخی طراحان مدار چاپی به شما خواهند گفت اصلا در طراحی برد مدار چاپی از سیستم متریک میلیمتر استفاده نکنید. گرچه در عمل، مجبور خواهید شد از هردو سیستم امپریال اینچ (داو) و متریک میلیمتر بهره بگیرید. پس مهم بدانید از کدام سیستم برای چه استفاده می‌کنید. بطور کلی، از «داو»ها برای مسیرها، سطوح، فضاسازی‌ها و نمایش شبکه (گرید) استفاده کنید – که بخش اصلی نیازهای طراحی و آرایش شما هستند. از میلیمتر تنها برای نیازهای بخش «مکانیکی و تولید قطعات» مثل اندازه سوراخها و ابعاد برد استفاده کنید. بزودی درخواهید یافت که بسیاری از سازندگان برد مدار چاپی نیز – زمانی که از شما می‌خواهند جزئیات برد را جهت ساخت ارائه دهید - همین راهبردهای اصلی را دنبال می‌کنند. بیشتر سازندگان از دریلهایی با اندازه متریک استفاده می‌کنند، و بنابراین تعیین سایز متریک سوراخها براستی می‌تواند از بروز اشتباه جلوگیری کند. در میان پیچیدگیهای دیگر مسئله، اجزای بسیاری هستند (بعنوان مثال قطعات جدیدی که بر سطح سوار می شوند) که فضای پایه‌های آنها ابعاد متریک دارند.و بنابراین مجبور خواهید شد جایابی برخی از اجزا را با استفاده از لایه‌ها و شبکه های متریک طراحی کنید. بسیاری از صفحات اطلاعات (دیتاشیت) قطعات ابعاد متریک قطعه را هم ارائه می‌دهند – حتی اگر حجم و فضای آن قطعه مناسب شبکه امپریال ساخته شده باشد. اگر به ابعاد متریک عجیب و غریبی مثل ۱٫۲۷ میلیمتر برخوردید مطمئن باشید که این عدد معادل یک عدد رند امپریال است. مثلا در همین مورد عدد ۱٫۲۷ میلیمتر معادل ۵۰ داو است. بله، طراحی برد مدار چاپی می‌تواند گیج کننده شود! بنابراین و به هر ترتیب برای انجام هرکاری در طراحی برد مدار چاپی لازم است در تبدیل امپریال به متریک و به عکس حرفه‌ای شوید. اگرچه اگر بخواهید کارتان راحت‌تر شود، تمام نرم‌افزارهای اصلی پیش نویس مدار چاپی مجهز به یک «کلید فوری» هستند که آناً اندازه‌های امپریال و متریک را به هم تبدیل می‌کند (مثلا کلید Q در پروتل). البته اگر چند تبدیل کلیدی را به خاطر بسپارید به شما کمک بسیار خواهد کرد، مثلا ۵۴/۲ میلیمتر = ۱۰۰ داو (۱/۰ اینچ) ۰۸/۵ میلیمتر = ۲۰۰ داو (۲/۰ اینچ) مقادیر ارزشی ۱۰۰ و بالاتر معمولا به جای داو با اینچ بیان می‌شوند. پس ۲/۰ بیشتر از ۲۰۰ داو مورد استفاده قرار می‌گیرد. به یک اینچ معمولا یک «پیچ» هم می‌گویند. پس معمول است که با عبارتی مثل «۱/۰ اینچ پیچ»، یا بشکل ساده‌تر «۱/۰ پیچ» که در آن واحد اینچ مفروض است، مواجه شویم. از این واحد بیشتر برای فضادهی پایه‌های قطعات استفاده می‌شود. ۱۰۰ داو «نقطه مبنا»ی اصلی برای جنبه‌های مختلف طراحی برد مدار چاپی محسوب می‌شود، و چیدمان گسترده فضادهی‌های قطعات هادی معمولا ضریب یا کسری از این واحد اصلی است. ۵۰ و ۲۰۰ داو از رایج‌ترین مقادیر هستند.

همگام با بقیه دنیا، استانداردهای IPC همگی بر مبنای متریک هستند، و تنها گهگاه به واحدهای امپریال اشاره دارند. با این وجود، چنین اقدامی صنعت برد مدار چاپی را هنوز تبدیل نکرده است. عادات قدیمی بسختی برچیده می شوند، و هنوز سیستم امپریال بر بسیاری از کاربردهای عملی سلطه دارد.

آموزش طراحی برد مدار PCB – قسمت ۳

کار روی شبکه (گریدها)
دومین قانون اساسی طراحی برد مدار چاپی، و نیز قانونی که اکثر تازه‌کارها از آن غفلت می‌کنند، آرایش دهی برد بر روی یک شبکه ثابت است. به آن «شبکه قالب‌زنی» یا «اسنپ گرید» هم می‌گویند، چراکه مکان‌نما، قطعات و مسیرها همگی در موقعیتهای شبکه‌ای ثابت «قالب» می‌گیرند. البته هر اندازه شبکه ای قابل بکارگیری شما نیست، معمولا شبکه‌ها درشت هستند. شبکه خانه‌های ۱۰۰ داوی یک شبکه خانه‌ای استاندارد برای طراحی سوراخهای اصلی است، درحالیکه از شبکه ۵۰ داوی بیشتر بعنوان استاندارد کار روتینگ، مثل عبور دادن مسیرها از بین لایه‌های تماما سوراخدار استفاده می‌شود. برای نتیجه کار بهتر می‌توانید از یک اسنپ گرید ۲۵ داوی و یا حتی کمتر هم استفاده کنید. بسیاری از طراحان بعنوان مثال بر سر ارزش گریدهای ۲۰ داوی در مقابل ۲۵ داوی اختلاف دارند. در عمل گرید ۲۵ داوی حتی مفیدتر هم هست چراکه به شما اجازه می‌دهد درست در وسط یک گرید ۵۰ داوی حرکت کنید.

پس چرا یک اسنپ گرید درشت اینقدر مهم است؟ اهمیت آن از آنروست که قطعاتتان را تمیز و قرینه نگه می‌دارد و از نظر زیبایی‌شناسی خوشایند است. البته فقط به خاطر زیبایی‌اش نیست، بلکه امکان ویرایشها، جابجایی‌ها و حرکتها و تراز مسیرها، قطعات و بلوکهای قطعات را در آینده که اندازه طرح و پیچیدگی آن بیشتر می‌شود، راحت‌تر می‌کند.
طرح آماتوری و بد برد مدار چاپی بسرعت قابل تشخیص است، چرا که بسیاری از مسیرها دقیقا در وسط لایه ردیف نشده اند. از تکه‌های کوچک مسیرهای بسیاری اینجا و آنجا اضافه می‌شوند تا فاصله را پر کنند. این نتیجه استفاده موثر نکردن از شبکه اسنپ گرید است.
اما تمرین طرح یک برد مدار چاپی خوب شما را وامی‌دارد ابتدا با یک شبکه درشت ۵۰ داوی شروع کنید و سپس بتدریج هرچه طرحتان در فضا فشرده‌تر می‌شود به شبکه‌های قالب‌ کوچکتر روی بیاورید. برای روتینگ‌های بهتر و جایابی تا ۲۵ داو و ۱۰ داو شبکه را ریز کنید. این به معنی ۹۹% کار طراحی برد است. مطمئن شوید که شبکه ریزتری که انتخاب کرده‌اید خارج‌قسمت صحیحی از مقداذر استاندارد ۱۰۰ داو بدهد. این به معنی انتخاب ۵۰، ۲۵، ۱۰ یا ۵ داو است. از هیچ مقدار عددی دیگری استفاده نکنید که پشیمان خواهید شد.
یک نرم‌افزار طراحی برد مدار چاپی کلیدهای فوری یا کلید ماکروهای قابل برنامه‌ریزی خواهد داشت که به شما کمک می‌کند که هرزمان احتیاج داشتید از اندازه‌های شبکه‌ای متفاوت استفاده کنید.
دو نوع شبکه در یک نرم‌افزار طراحی برد مدار چاپی وجود دارد، یکی شبکه قالب‌زنی (اسنپ گرید) که بحث شد، و یک شبکه «مرئی». شبکه مرئی یک شبکه دلبخواهی نمایشی از مجموعه خطوط سه بعدی یا فاصله‌دار، یا مجموعه نقاط استاین شبکه بعنوان پس‌زمینه در پشت طرح شما نمایش داده می‌شود و در ردیف کردن قطعات و مسیرها بسیار کمکتان می‌کند. می‌تواند شبکه اسنپ و شبکه مرئی رابا واحدهای متفاوت (متریک یا امپریال) تنظیم کنید، و این اغلب بسیار مفید است. بسیاری از طراحان شبکه مرئی ۱۰۰ داوی را ترجیح می‌دهند و بندرت آنرا تغییر می‌دهند.
برخی از نرم‌افزارها شبکه دیگری نیز دارند بنام شبکه «الکترونیک». این شبکه دیدنی نیست، ولی به مکان‌نمای شما امکان می‌دهد وقتی خیلی به اشیای الکتریکی مثل مسیرها و لایه‌ها نزدیک می‌شود، درست در وسط آنها جا بگیرد. این امر در مواقعی که نیاز به روتینگ دستی، ویرایش و جابجایی اشیا هست، بسیار مفید است.
نوع آخر شبکه، شبکه «قطعات» است. این شبکه مانند شبکه قالبی کار می‌کند، اما تنها برای جابجایی قطعات است. این به شما امکان می‌دهد اجزای قطعات را در شبکه‌ای‌ مجزا ‌مرتب بچینید. دقت کنید که اندازه این شبکه را مضربی از شبکه قالبی بگیرید.
وقتی شروع به آرایش اولین برد خود می‌کنید، شبکه‌های قالبی کمی مسخره به نظر می‌رسند و مکان‌نمای شما تنها می‌تواند در میان خانه‌های شبکه بپرد، که برخلاف نرم‌افزارهای نقاشی گونه‌ای است که همه با آنها آشنایند. اما براحتی می‌توان بدان عادت کرد، و طرحهای مدار چاپی شما تمیزتر و حرفه‌ای‌تر می‌شوند.
کار از نمای بالا

طراحی برد مدار چاپی معمولا از منظر بالای برد شما صورت می‌گیرد، و می‌توانید به همه لایه‌ها نگاه کنید انگار که لایه ها شفاف هستند. تنها زمانی که به برد خود از پایین نگاه می کنید زمان ساخت آن یا به قصد کنترل آن است. این نگاه از میان لایه‌ها بدان معناست که باید عادت کنید لایه‌های زیرین را با گذشتن از لایه‌های رویی نگاه کنید، عادت می‌کنید!
مسیرها (تراک‌ها)

هیچ استاندارد توصیه شده‌ای برای اندازه مسیرها وجود ندارد. اندازه مسیر شما در صورت لزوم بستگی به التزام الکتریکی طرح، فضای مسیرکشی و فاصله که در دسترس شماست دارد. هر طراحی التزامات الکتریکی متفاوتی دارد که ممکن است از مسیری به مسیر دیگر در برد متفاوت باشد. همه طرحها مگر موارد خاص به مخلوطی از اندازه‌های مسیر نیاز دارند. البته به طور کلی، هرچه قطر مسیر بیشتر باشد، بهتر است. مسیرهای بزرگتر مقاومت DC پایینتر و مقاومت القایی کمتری دارند، و قلم‌زنی آنها برای سازنده ارزانتر و راحت‌تر می‌شود، و همینطور حداقل قطر تراک‌ها بستگی به تفکیک‌پذیری «تراک/فضا» دارد که سازنده مدار چاپی شما قادر است با آن کار کند.
به عنوان مثال، سازنده‌ای ممکن است رقم ۸/۱۰ تراک/فضا را اعلام کند. این بدان معناست که مسیرها نباید قطری کمتر از ۱۰ داو داشته باشند، و فضادهی بین مسیرها (یا لایه‌ها، یا هر بخش مس) هم نباید کمتر از ۸ داو باشد. این ارقام تقریبا همیشه برطبق داو اعلام می‌شوند، که در آن عرض مسیر اول و فضا بعد می‌آید.
اما نمونه ارقام واقعی معمولا برای بردهای اصلی ۱۰/۱۰ و ۸/۸ هستند. استاندارد IPC توصیه می‌کند که ۴ داو حداقل مقدار باشد. اگر مسیرها را تا ۶ داو و کمتر پایین بیاورید دچار مشکلات جدی و بن‌بست می‌شوید، و اول از همه باید با سازنده خود در این باره مشورت کنید. هرچه رقم تراک/فضا کمتر باشد، سازنده باید دقت بیشتری را صرف میزان‌ کردن و قلم زنی برد کند. این هزینه را به گردن شما خواهند انداخت، پس دقت کنید که این رقم را از مقدار مورد نیاز آن کمتر نکنید. بعنوان راهنمایی، در فرایندهای ساخت برد مدارچاپی خانگی یا دستی مثل ترانپارنسی‌های چاپ لیزر و بردهای حساس به نور که از قبل لایه‌گذاری شده‌اند، براحتی می‌توان به مقادیر ۱۰/۱۰ و حتی ۸/۸ در فضادهی رسید.
از آنجا که سازنده تنها مقدار تراک/فضای مشخصی را می‌تواند بدست آورد، هیچ دلیلی ندارد که در طرح خود از محدودیتها فراتر بروید. تا آنجا که می‌توانید از رقم تراک/فضای درشت استفاده کنید مگر آنکه پارامترهای طرح شما به مقدار کمتری احتیاج داشته باشد.
در آغاز، ممکن است مثلا از ۲۵ داو برای مسیرهای سیگنال استفاده کنید، از ۵۰ داو برای مسیرهای زمین (ground) و منبع یا پاور (power)، و از ۱۰-۱۵ داو برای مسیرهای بین IC و لایه‌های قطعات. البته برخی طراحان ممکن است از ظاهر مسیرهای سیگنال کوچکتر مثل ۱۰ یا ۱۵ داو خوششان بیاید، درحالیکه برخی دیگر دوست دارند همه مسیرها بزرگ و قطور باشند. یک طراحی خوب طرحی است که مسیرها را تا جای ممکن بزرگ نگهدارد، و فقط در جایی که نیاز است برای پاسخ به نیازهای فضا به سراغ مسیرهای باریکتر برود.
track-width
کم کردن قطر مسیر از بزرگ به کوچک و برعکس را اصطلاحا «نک» زدن می‌گویند. معمولا زمانی به زدن نک نیاز پیدا می‌کنید که بخواهید از بین IC و لایه‌های قطعات عبور کنید. این به شما اجازه می‌دهد مسیرهای خوب با امپدانس پایین داشته باشید، اما انعطاف و قابلیت روتینگ بین نقاط فشرده را هم دارد.
در عمل، قطر مسیر شما را جریان عبوری از آن، و ماکزیمم افزایش دمایی که می‌خواهید مسیر تحمل کند تعیین می‌کند. به یاد داشته باشید که هر مسیری مقدار مقاومت مشخصی دارد، و بنابراین درست مانند یک مقاومت هدردهی گرمایی دارد. هرچه مسیر قطورتر باشد، مقاومت آن کمتر است. ضخامت مس روی برد مدار چاپی شما هم، همانند لایه های پوشاننده لحیم در این مسئله نقش دارند.

ضخامت مس روی برد مدار چاپی معمولا با انس در فوت مربع مشخص می‌شود، و ۱ انس مس رایجترین آنهاست. شما می‌توانید ضخامتهای دیگری چون ۵/۰ و ۴ انس هم سفارش بدهید. لایه‌های ضخیم‌تر مس برای طرحهای جریانهای بالا و اطمینان بالا مفیدند.
محاسبه قطر مسیر مورد نیاز بر حسب جریان و ماکزیمم افزایش گرما کمی پیچیده است. و همینطور می‌تواند نادرست باشد، چرا که استاندارد آن بر اساس یکسری گراف غیرخطی است که بر اساس اطلاعات اندازه‌گرفته شده در نیم قرن گذشته بدست ‌آمده‌اند.این مقادیر همچنان در استاندارد IPC باز تولید می‌شوند.
یک برنامه دستی محاسبه قطر مسیر را می‌توانید در آدرس www.ultracad.com/calc.htm پیدا کنید، که بر اساس گرافهای IPC جواب می‌دهد.
در کل، افزایش دما تا ۱۰ درجه سانتیگراد در مسیر شما محدوده امنی برای طراحی است. در این مقاله جدول مرجعی گنجانده شده است که به شما فهرستی از قطر مدار در مقابل جریان عبوری برای افزایش ۱۰ درجه گرما ارائه می‌دهد. مقاومت DC به میلی اهم در اینچ هم نشان داده شده است. البته، هرچه مسیر بزرگتر باشد بهتر است، پس سعی نکنید به هر طریق فقط جدول را رعایت کنید.